داستانی از حضرت ابوالفضل

در شب عاشورا شمر بن ذلجوشن ضبابی ( لعنت الله علیه ) به خیمه ی عمر بن سعد رفت و گفت : سه نفر از خواهر زادگان من در اردوگاه حسین (ع) هستند.

– عمر سعد گفت: نام آنها چیست؟

– از مردان قبیله ی ما هستند.قبیله ی بنی کلاب هم شاخه ای از قبیله ی بنی ضباب است ما مردان قبیله خودمان را برادر و زنان شان را خواهر خطاب می کنیم. . ام البنین فاطمه خواهر قبیله ی من است و فرزندانش عباس ، جعفر ، عون و عبدالله با برادرشان حسین (ع) به کربلا آمده اند. من می خواهم اجازه بدهید بروم ؛ خواهر زادگانم را بیاورم و شما به آنان مهربانی کنید .

– اجازه داری بروی.

شمر به کنار خیمه ی امام آمد ، آن شب حبیب بن مظاهر نگهبانی خیمه ها را بر عهده داشت .

-کیستی؟

-من شمر بن ذالجوشن هستم و با عباس بن علی کار دارم

-صبر کنید من عباس را خبر می کنم.

-با من چه کار دارید؟

-عباس مادر شما ام البنین از افراد قبیله ی ما می باشد در نتیجه او خواهر من است و شما و خواهرزادگان من هستید ؛ یقین می دانم فردا حسین (ع) و یارانش همه کشته و زنان و دخترانش اسیر می شوند من آمده ام شما و برادرانت را با خود ببرم و برایتان امان نامه بگیرم.

-شما می گویید مادر من از قبیله ی شماست ؛ حرمت قبیله ی شما به شما گفته است که ما را با خود ببرید؟

-همینطور است.

-میدانی که پدرم علی (ع) ، جدم ابوطالب عموی پیامبر (ص) و برادرم حسین (ع) پسر پدرم و نواده ی دختری پیامبر (ص) از قبیله ی بنی هاشم می باشند؟ قبیله ی بنی هاشم که حرمت اش از تمام قبایل عرب وحتی از قریش نیز بیشتر است،آیا این حرمت به من اجازه میدهد که بگزارم برادرم شهید شود و خودم زنده بمانم؟من هم فردا در رکاب برادر شهید خواهم شد.

-میخواهم با برادرانت صحبت کنم.

-جواب برادرانم هم همینطور است.

فردا عباس سقای اطفال امام حسین (ع) وقتی صدای العطش اطفال را شنید مشکی برداشت و راهی فرات شد. عده ای در کنار فرات به سرکردگی اوت بن اظاف نگهبان شریعه بودند.

عباس صدا زد: در کاروان ما اطفال تشنه هستند و من آماده ام برای آنها آب ببرم راه دهید تا م خود را به کنار رودخانه برسانم و مشک و برای کودکان آب ببرم.

ما نمی گذاریم تو خود را به کنار فرات برسانی و مشک خود را پر آب کنی ،اگر آب تمام صحرا را بگیرد نمی گذارم تو آب ببری

ای مرد تو با کودکان ما نیز دشمنی داری؟

ما با هر کسی که به شما وابسته باشد دشمنی داریم.

پس من با قدرت خدا راه را باز خوام کرد و آب خواهم برد.

مشک پر آب نمود؛ میگویند عباس میخواست آب بنوشد اما یاد لب های تشنه ی حسین (ع) افتاد .

آمد به يادش از لب خشك برادرش / شد غيرت فرات دو چشم ز خون ترش

تشنه لب در خيمه سبط مصطفى / آب نوشم ؟! من زهى شرط وفا

گفتا نخورده آب گلستان حيدرى / دارى تو ميل آب ؟ كجا شد برادرى ؟!

تشنه است آن که نو گل باغ فتوت است / لب تر مكن ز آب كه دور از مروت است

شكست پشت رسول از شكسته بازويش / خميد قد على چون هلال ابرويش

جهان به ديده مظلوم كربلا شب شد / سپهر گفت اسيرى نصيب زينب شد

  

لینک دانلود فایل داستانی از حضرت ابوالفضل pdf
  • گالیله

    گالیله

    گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…
  • رشد و تکامل

    تحقیق رشد و تکامل

    رشد و تکامل رشد و نمو بدنى عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحى که به‌طور مداوم انجام مى‌…
  • معجزات حضرت موسی

    تحقیق معجزات حضرت موسی

    معجزات حضرت موسی طبق آیات قرآن، حضرت موسی(ع) شش معجزه برای قوم خود آشکار کرد و این معجزات،…
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
  • گالیله

    گالیله

    گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…
  • رشد و تکامل

    تحقیق رشد و تکامل

    رشد و تکامل رشد و نمو بدنى عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحى که به‌طور مداوم انجام مى‌…
  • معجزات حضرت موسی

    تحقیق معجزات حضرت موسی

    معجزات حضرت موسی طبق آیات قرآن، حضرت موسی(ع) شش معجزه برای قوم خود آشکار کرد و این معجزات،…
بارگذاری در کافه تحقیق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بررسی

گالیله

گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…