وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَنِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُواْ لَهُمْ شَهَدَةً أَبَداً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَسِقُونَ

ترجمه

و كسانى كه نسبت زنا به زنان پاكدامن وشوهردار مى‏دهند و چهار شاهد نمى‏آورند، پس هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و گواهى آنان را هرگز نپذيريد كه آنان همان افراد فاسقند.

تفسیر نور

نکته ها

گرچه در آيات قبل، سخن از كيفر زناكاران به ميان آمد، اما اثبات زنا، امرى آسان و سهل نيست، بلكه بايد چهار نفر عادل به تحقق آن گواهى دهند و اگر كمتر از چهار نفر در دادگاه حاضر شوند، هر كدام هشتاد ضربه شلاق مى‏خورند.

از امام صادق عليه السلام پرسيدند: چرا براى اثبات قتل دو شاهد لازم است، ولى براى اثبات زنا چهار شاهد؟ حضرت فرمود: با ثابت شدن قتل، يك نفر به كيفر مى‏رسد، امّا با اثبات زنا، دو نفر (زن و مرد زناكار).(15)

در ميان تهمت‏هاى گوناگون، تهمت زنا حدّ و قانون معين دارد و قرآن با صراحت بر آن تكيه كرده است. «ثمانين جلدة»

تهمت به قدرى مهم است كه در مجازات مجرم، فاصله‏ى تهمت زنا با خود زنا بيست ضربه شلاق است. «مأة جلدة – ثمانين جلدة»

كسى كه به ديگران تهمت زنا بزند، شهادت و گواهى‏اش اعتبار ندارد. «لاتقبلوا لهم شهادة»

15) تفسير كنزالدقائق.

پيام ها

 1- تهمت، به منزله‏ى پرتاب تير وهجوم به آبروى مردم است. «يرمون»

 2- تهمت زدن به زنان همسردار و پاكدامن، كيفر سخت‏ترى دارد. «المحصنات»

 3- دفاع از حريم زنان پاكدامن واجب است. «يرمون المحصنات… فاجلدوهم»

 4- براى حفظ آبروى مردم، گاهى افراد متعدّد شلاق مى‏خورند. «فاجلدوهم»

 5 – تهمت، هم عقوبت بدنى دارد، «فاجلدوهم» هم اجتماعى، «لا تقبلوا لهم شهادة ابدا» و هم اخروى. «اولئك هم الفاسقون»

 6- در فسق كسانى كه به زنان پاكدامن تهمت مى‏زنند، شك نكنيد. «هم الفاسقون»

 7- شرط گواه شدن، عدالت است وگواهى فاسق قبول نيست. «لا تقبلوا لهم شهادة… هم الفاسقون»

تفسیر نمونه

حد ((زانى )) و ((زانيه ))

مى دانيم نام اين سوره ، سوره نور است به خاطر آيه نور كه يكى از چشمگيرترين آيات سوره است ، ولى گذشته از اين ، محتواى سوره نيز از نورانيت خاصى برخوردار است ، به انسانها، به خانواده ها، به زن و مرد نور عفت و پاكدامنى مى بخشد، به زبانها و سخنها نورانيت تقوى و راستى مى دهد، به دلها و جانها نور توحيد و خدا پرستى و ايمان به معاد و تسليم در برابر دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى دهد.

نخستين آيه اين سوره در حقيقت اشاره اجمالى به مجموع بحثهاى سوره دارد و مى گويد: ((اين سوره اى است كه ما آن را فرو فرستاديم و واجب نموديم ، و در آن آيات بينات نازل كرديم شايد شما متذكر شويد)) (سورة انزلناها و فرضناها و انزلنا فيها آيات بينات لعلكم تذكرون ).

((سوره )) از ماده ((سور)) به معنى ارتفاع و بلندى بنا است ، سپس به ديوارهاى بلندى كه در گذشته اطراف شهرها براى حفظ از هجوم دشمنان مى كشيدند، سور اطلاق كرده اند، و از آنجا كه اين ديوارها شهر را از منطقه بيرون جدا مى كرد،

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 358

تدريجا اين كلمه به قطعه و بخش از چيزى – از جمله قطعه و بخشى از قرآن كه از بقيه جدا شده است – اطلاق گرديده .

بعضى از ارباب لغت نيز گفته اند كه ((سوره )) به بناهاى زيبا و بلند و برافراشته گفته مى شود، و به بخشهاى مختلف از يك بناى بزرگ نيز سوره مى گويند، به همين تناسب به بخشهاى مختلف قرآن كه از يكديگر جدا است سوره اطلاق شده است .

به هر حال اين تعبير، اشاره به اين حقيقت است كه تمام احكام و مطالب اين سوره اعم از عقائد و آداب و دستورات همه داراى اهميت فوق العاده اى است زيرا همه از طرف خداوند نازل شده است .

مخصوصا جمله ((فرضناها)) (آن را فرض كرديم ) با توجه به معنى ((فرض )) كه به معنى قطع مى باشد نيز اين معنى را تاءكيد مى كند.

تعبير به ((آيات بينات )) ممكن است اشاره به حقايقى از توحيد و مبدء و معاد و نبوت باشد كه در آن مطرح شده ، در برابر ((فرضنا)) كه اشاره به احكام و دستوراتى است كه در اين سوره ، بيان گرديده ، و به عبارت ديگر يكى اشاره به عقائد است و ديگرى اشاره به ((احكام )).

اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از ((آيات بينات ))، دلائلى است كه براى احكام مفروض در اين سوره آمده است .

جمله ((لعلكم تذكرون )) (شايد شما متذكر شويد) بار ديگر اين واقعيت را در نظرها مجسم مى كند كه ريشه همه اعتقادات راستين و برنامه هاى عملى اسلام در درون فطرت انسانها نهفته است ، و بر اين اساس ، توضيح آنها يكنوع ((تذكر و ياد آورى )) محسوب مى شود.

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 359

بعد از اين بيان كلى ، به نخستين دستور قاطع و محكم پيرامون زن و مرد زناكار پرداخته مى گويد: ((زن و مرد زناكار را هر يك صد تازيانه بزنيد)) (الزانية و الزانى فاجلدوا كل واحد منهما ماة جلدة ).

و براى تاءكيد بيشتر اضافه مى كند ((هرگز نبايد در اجراى اين حد الهى گرفتار رافت (و محبت كاذب و دروغين ) شويد، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد)) (و لا تاخذكم بهما رافة فى دين الله ان كنتم تؤ منون بالله و اليوم الاخر).

و سر انجام در پايان اين آيه به نكته ديگرى براى تكميل نتيجه گيرى از اين مجازات الهى اشاره كرده مى گويد: ((و بايد گروهى از مؤ منان حضور داشته باشند و مجازات آن دو را مشاهده كنند)) (و ليشهد عذابهما طائفة من المؤ منين ).

در واقع اين آيه مشتمل بر سه دستور است :

1 – حكم مجازات زنان و مردان آلوده به فحشاء (منظور از زنا آميزش جنسى مرد و زن غير همسر و بدون مجوز شرعى است ).

2 – تاءكيد بر اين كه در اجراى اين حد الهى گرفتار محبتها و احساسات بى مورد نشويد، احساسات و محبتى كه نتيجه اى جز فساد و آلودگى اجتماع ندارد منتها براى خنثى كردن انگيزه هاى اين گونه احساسات مساءله ايمان به خدا و روز جزا را پيش مى كشد چرا كه نشانه ايمان به مبدء و معاد، تسليم مطلق در برابر فرمان او است ، ايمان به خداوند عالم حكيم سبب مى شود كه انسان بداند هر حكمى فلسفه و حكمتى دارد و بى دليل تشريع نشده ، و ايمان به معاد سبب مى شود كه انسان در برابر تخلفها احساس مسئوليت كند.

در اينجا حديث جالبى (از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده كه توجه به آن لازم است : يؤ تى بوال نقص من الحد سوطا فيقال له لم فعلت ذاك ؟ فيقول : رحمة لعبادك ، فيقال له انت ارحم بهم منى ؟! فيؤ مر به الى النار، و يؤ تى بمن زاد سوطا، فيقال له لم فعلت ذلك ؟ فيقول لينتهوا عن معاصيك ! فيقول : انت احكم به منى ؟! فيؤ مر به الى النار!: ((روز قيامت بعضى از زمامداران را كه يك

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 360

تازيانه از حد الهى كم كرده اند در صحنه محشر مى آورند و به او گفته مى شود چرا چنين كردى ؟ مى گويد: براى رحمت به بندگان تو! پروردگار به او مى گويد: آيا تو نسبت به آنها از من مهربانتر بودى ؟! و دستور داده مى شود او را به آتش بيفكنيد! ديگرى را مى آورند كه يك تازيانه بر حد الهى افزوده ، به او گفته مى شود: چرا چنين كردى ؟ در پاسخ مى گويد: تا بندگانت از معصيت تو خوددارى كنند! خداوند مى فرمايد: تو از من آگاهتر و حكيمتر بودى ؟! سپس دستور داده مى شود او را هم به آتش دوزخ ببرند)).

3 – دستور حضور جمعى از مؤ منان در صحنه مجازات است چرا كه هدف تنها اين نيست كه گنهكار عبرت گيرد، بلكه هدف آنست كه مجازات او سبب عبرت ديگران هم شود، و به تعبير ديگر: با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگى هاى اخلاقى در يك فرد ثابت نمى ماند، و به جامعه سرايت مى كند، براى پاكسازى بايد همانگونه كه گناه برملا شده مجازات نيز برملا گردد.

و به اين ترتيب اساس پاسخ اين سؤ ال كه چرا اسلام اجازه مى دهد آبروى انسانى در جمع بريزد روشن مى شود، زيرا مادام كه گناه آشكار نگرديده و به دادگاه اسلامى كشيده نشده است ((خداوند ستار العيوب )) راضى به پرده درى نيست اما بعد از ثبوت جرم و بيرون افتادن راز از پرده استتار، و آلوده شدن جامعه و كم شدن اهميت گناه ، بايد به گونه اى مجازات صورت گيرد كه اثرات منفى گناه خنثى شود و عظمت گناه به حال نخستين باز گردد.

اصولا در يك جامعه سالم بايد ((تخلف از قانون )) با اهميت تلقى شود، مسلما اگر تخلف تكرار گردد آن اهميت شكسته مى شود و تجديد آن تنها با علنى شدن كيفر متخلفان است .

اين واقعيت را نيز از نظر نبايد دور داشت كه بسيارى از مردم براى

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 361

حيثيت و آبروى خود بيش از مساءله تنبيهات بدنى اهميت قائلند، و همين علنى شدن كيفر ترمز نيرومندى بر روى هوسهاى سركش آنها است .

از آنجا كه در آيه مورد بحث سخن از مجازات زن و مرد زناكار در ميان است ، به همين مناسبت سؤ الى پيش مى آيد كه ازدواج مشروع با چنين زنان چه حكمى دارد؟

آيه سوم اين سؤ ال را چنين پاسخ مى گويد: ((مرد زناكار جز با زن آلوده دامان يا مشرك و بى ايمان ازدواج نمى كند، همانگونه كه زن آلوده دامان جز با مرد زانى يا مشرك پيمان همسرى نمى بندد)) (الزانى لا ينكح الا زانية او مشركة و الزانية لا ينكحها الا زان او مشرك ).

((و اين كار بر مؤ منان تحريم شده است )) (و حرم ذلك على المؤ منين ).

در اينكه اين آيه بيان يك حكم الهى است ، يا خبر از يك قضيه خارجى و طبيعى ؟ در ميان مفسران گفتگو است :

بعضى معتقدند آيه تنها يك واقعيت عينى را بيان مى كند كه آلودگان هميشه دنبال آلودگان مى روند، و همجنس با همجنس پرواز مى كند، اما افراد پاك و با ايمان هرگز تن به چنين آلودگيها و انتخاب همسران آلوده نمى دهند، و آن را بر خويشتن تحريم مى كنند، شاهد اين تفسير همان ظاهر آيه است كه به صورت ((جمله خبريه )) بيان شده .

ولى گروه ديگر معتقدند كه اين جمله بيان يك حكم شرعى و الهى است مخصوصا مى خواهد مسلمانان را از ازدواج با افراد زناكار باز دارد، چرا كه بيماريهاى اخلاقى همچون بيماريهاى جسمى غالبا واگيردار است .

و از اين گذشته اين كار يكنوع ننگ و عار براى افراد پاك محسوب مى شود.

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 362

بعلاوه فرزندانى كه در چنين دامانهاى لكه دار يا مشكوكى پرورش مى يابند سر نوشت مبهمى دارند.

روى اين جهات اسلام اين كار را منع كرده است .

شاهد اين تفسير جمله و حرم ذلك على المؤ منين است كه در آن تعبير به تحريم شده .

و شاهد ديگر روايات فراوانى است كه از پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و ساير پيشوايان معصوم (عليهمالسلام ) در اين زمينه به ما رسيده و آن را به صورت يك حكم تفسير كرده اند.

حتى بعضى از مفسران بزرگ در شاءن نزول آيه چنين نوشته اند: ((مردى از مسلمانان از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اجازه خواست كه با ((ام مهزول )) – زنى كه در عصر جاهليت به آلودگى معروف بود و حتى پرچمى براى شناسائى بر در خانه خود نصب كرده بود! – ازدواج كند، آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت )).

در حديث ديگرى نيز از امام باقر (عليه السلام ) و امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : ((اين آيه در مورد مردان و زنانى است كه در عصر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آلوده زنا بودند، خداوند مسلمانان را از ازدواج با آنها نهى كرد، و هم اكنون نيز مردم مشمول اين حكمند هر كس مشهور به اين عمل شود، و حد الهى به او جارى گردد، با او ازدواج نكنيد تا توبه اش ثابت شود)).

اين نكته نيز لازم به ياد آورى است كه بسيارى از احكام به صورت جمله خبريه بيان شده است ، و لازم نيست هميشه احكام الهى به صورت جمله ((امر)) و ((نهى ))باشد.

ضمنا بايد توجه داشت كه عطف ((مشركان )) بر ((زانيان )) در واقع براى

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 363

بيان اهميت مطلب است ، يعنى گناه ((زنا)) همطراز گناه ((شرك )) است ، چرا كه در بعضى از روايات نيز وارد شده كه ((شخص زناكار در آن لحظه اى كه مرتكب اين عمل مى شود از ايمان باز داشته مى شود)) (قال رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )… لا يزن الزانى حين يزنى و هو مؤ من و لا يسرق السارق حين يسرق و هو مؤ من فانه اذا فعل ذلك خلع عنه الايمان كخلع القميص ): ((شخص زناكار به هنگامى كه مرتكب اين عمل مى شود، مؤ من نيست ، و همچنين سارق به هنگامى كه مشغول دزدى است ايمان ندارد، چرا كه به هنگام ارتكاب اين عمل ، ايمان را از او بيرون مى آورند همانگونه كه پيراهن را از تن ))!.

نكته ها:

1 – مواردى كه حكم زنا اعدام است

آنچه در آيه فوق در مورد حد زنا آمده است يك حكم عمومى است كه موارد استثنائى هم دارد از جمله زناى محصن و محصنه است كه حد آن با تحقق شرائط اعدام است .

منظور از ((محصن )) مردى است كه همسرى دارد و همسرش در اختيار او است ، و ((محصنه )) به زنى مى گويند كه شوهر دارد و شوهرش نزد او است ، هر گاه كسى با داشتن چنين راه مشروعى باز هم مرتكب زنا بشود حد او اعدام مى باشد، شرائط و كيفيت اجراى اين حكم در كتب فقهى مشروحا آمده است .

و نيز زناى با محارم حكم آن اعدام است .

همچنين زناى به عنف و جبر كه حكم آن نيز همين است .

البته در بعضى از موارد علاوه بر مساءله تازيانه ، تبعيد و پاره اى ديگر از

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 364

مجازاتها نيز وجود دارد كه شرح آن را بايد در كتب فقهيه خواند.

2 – چرا زانيه مقدم ذكر شده ؟

بدون شك اين عمل منافى عفت از همه كس قبيح است ، ولى از زنان زشت تر و قبيحتر است ، چرا كه آنها از حجب و حياى بيشترى برخوردارند، و شكستن آن دليل بر تمرد شديدترى است .

از اين گذشته عواقب شوم اين امر گرچه دامنگير هر دو مى شود اما در مورد زنان ، عواقب شومش بيشتر است .

اين احتمال نيز وجود دارد كه سر چشمه وسوسه اين كار بيشتر از ناحيه آنها صورت مى گيرد و در بسيارى از موارد عامل اصلى محسوب مى شوند.

مجموع اين جهات سبب شده كه زن آلوده بر مرد آلوده در آيه فوق مقدم داشته شده است .

ولى زنان و مردان پاكدامن و با ايمان از همه اين مسائل بركنارند.

3 – مجازات در حضور جمع چرا؟

آيه فوق كه به صورت امر است وجوب حضور گروهى از مؤ منان را به هنگام اجراى حد زنا مى رساند، ولى ناگفته پيدا است كه قرآن شرط نكرده حتما در ملاء عام اين حكم اجرا شود، بلكه بر حسب شرائط و مصالح متفاوت مى گردد حضور سه نفر و بيشتر كافى است ، مهم آن است كه قاضى تشخيص دهد حضور چه مقدار از مردم لازم است .

فلسفه اين حكم نيز روشن است ، زيرا همانگونه كه گفتيم اولا درس

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 365

عبرتى براى همگان است و سبب پاكسازى اجتماع ثانيا شرمسارى مجرم مانع ارتكاب جرم در آينده خواهد شد.
ثالثا هر گاه اجراى حد در حضور جمعى انجام شود قاضى و مجريان حد متهم به سازش يا اخذ رشوه يا تبعيض و يا شكنجه دادن و مانند آن نخواهند شد. رابعا حضور جمعيت مانع از خودكامگى و افراط و زياده روى در اجراى حد مى گردد.
خامسا ممكن است مجرم بعد از اجراى حد به ساختن شايعات و اتهاماتى در مورد قاضى و مجرى حد بپردازد كه حضور جمعيت موضع او را روشن ساخته و جلو فعاليتهاى تخريبى او را در آينده مى گيريد و فوائد ديگر.
4 – حد زانى قبلا چه بوده است ؟
از آيه 15 و 16 سوره نساء چنين بر مى آيد كه قبل از نزول حكم سوره نور درباره زناكاران و زنان بد كار اگر محصنه بوده اند مجازات آنها زندان ابد تعيين شده است (فامسكوهن فى البيوت حتى يتوفاهن الموت ) و در صورتى كه غير محصن بوده اند مجازات آنها ايذاء و آزار بوده است (فاذوهما).
ولى مقدار اين آزار معين نشده است ، اما آيه مورد بحث آن را در يكصد تازيانه محدود و معين نموده ، بنابراين حكم اعدام در مورد محصنه جايگزين زندان ابد، و حكم يكصد تازيانه حد و حدودى براى حكم آزار است (براى توضيح بيشتر به جلد سوم تفسير نمونه صفحه 306 به بعد ذيل آيه 15 و 16 سوره نساء مراجعه فرمائيد).
5 – افراط و تفريط در اجراى حد ممنوع !
بدون شك مسائل انسانى و عاطفى ايجاب مى كند كه حداكثر كوشش

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 366

به عمل آيد كه هيچ فرد بيگناهى گرفتار كيفر نگردد، و نيز تا آنجا كه احكام الهى اجازه عفو و گذشت را مى دهد عفو و گذشت شود، ولى بعد از ثبوت جرم و مسلم شدن حد بايد قاطعيت به خرج داد و از احساسات كاذب و عواطف دروغين كه براى نظام جامعه زيانبخش است بپرهيزند.
مخصوصا در آيه مورد بحث تعبير به ((فى دين الله )) شده ، يعنى هنگامى كه حكم ، حكم خدا است كسى نمى تواند بر خداوند رحمان و رحيم پيشى گيرد.
در اينجا از غلبه احساسات محبت آميز نهى شده ، زيرا اكثريت مردم داراى چنين حالتى هستند و احتمال غلبه احساسات محبت آميز بر آنها بيشتر است ، ولى نمى توان انكار كرد كه اقليتى وجود دارند كه طرفدار خشونت بيشترى مى باشند، اين گروه نيز – همانگونه كه سابقا اشاره كرديم – از مسير حكم الهى منحرفند و بايد احساسات خود را كنترل كنند، و بر خداوند پيشى نگيرند كه آن نيز مجازات شديد دارد.
6 – شرايط تحريم ازدواج با زانى و زانيه
گفتيم ظاهر آيات فوق تحريم ازدواج با زانى و زانيه است ، البته اين حكم در روايات اسلامى مقيد به مردان و زنانى شده است كه مشهور به اين عمل بوده و توبه نكرده اند، بنابراين اگر مشهور به اين عمل نباشند، يا از اعمال گذشته خود كناره گيرى كرده و تصميم بر پاكى و عفت گرفته ، و اثر توبه خود را نيز عملا نشان داده اند، ازدواج با آنها شرعا بى مانع است .
اما در صورت دوم به اين دليل است كه عنوان ((زانى )) و ((زانيه )) بر آنها صدق نمى كند، حالتى بوده است كه زائل شده ، ولى در صورت اول ، اين قيد از روايات اسلامى استفاده شده و شاءن نزول آيه نيز آن را تاييد مى كند.

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 367

در حديث معتبرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه فقيه معروف ((زراره )) از آن حضرت پرسيد تفسير آيه الزانى لا ينكح الا زانيه … چيست ؟
امام فرمود: هن نساء مشهورات بالزنا و رجال مشهورون بالزنا، قد شهروا بالزنا و عرفوا به ، و الناس اليوم بذلك المنزل ، فمن اقيم عليه حد الزنا، او شهر بالزنا، لم ينبغ لا حد ان يناكحه حتى يعرف منه توبته :
((اين آيه اشاره به زنان و مردانى است كه مشهور به زنا بوده و به اين عمل زشت شناخته شده بودند، و امروز نيز چنين است ، كسى كه حد زنا بر او اجرا شود يا مشهور به اين عمل شنيع گردد سزاوار نيست احدى با او ازدواج كند، تا توبه او ظاهر و شناخته شود)).
اين مضمون در روايات ديگر نيز آمده است .
7 – فلسفه تحريم زنا
فكر نمى كنيم عواقب شومى كه به خاطر اين عمل دامان فرد و جامعه را مى گيريد بر كسى مخفى باشد ولى توضيح مختصرى در اين زمينه لازم است :
پيدايش اين عمل زشت و گسترش آن بدون شك نظام خانواده را در هم مى ريزد.
رابطه فرزند و پدر را مبهم و تاريك مى كند.
فرزندان فاقد هويت را كه طبق تجربه تبديل به جنايتكاران خطرناكى مى شوند در جامعه زياد مى كند.
اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكشها در ميان هوسبازان است .

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 368

بعلاوه بيماريهاى روانى و آميزشى كه از آثار شوم آن است بر كسى پنهان نيست .

  

لینک دانلود فایل تفسیر سوره نور pdf

  • شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر تــفـکـر کن فراوان در خلایق اگر خواهی شوی محبوب و لایق نظر کن در نباتات و …
  • گالیله

    گالیله

    گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…
  • رشد و تکامل

    تحقیق رشد و تکامل

    رشد و تکامل رشد و نمو بدنى عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحى که به‌طور مداوم انجام مى‌…
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
  • شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر تــفـکـر کن فراوان در خلایق اگر خواهی شوی محبوب و لایق نظر کن در نباتات و …
  • گالیله

    گالیله

    گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…
  • رشد و تکامل

    تحقیق رشد و تکامل

    رشد و تکامل رشد و نمو بدنى عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحى که به‌طور مداوم انجام مى‌…
بارگذاری در کافه تحقیق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بررسی

شعر درباره تفکر

شعر درباره تفکر تــفـکـر کن فراوان در خلایق اگر خواهی شوی محبوب و لایق نظر کن در نباتات و …