نعمت وجود بابرکت آنان، اغلب تا هستند، ناشناخته است. وقتى‏به جایگاه حساس و مهم و نقش کارگشاى آنان پى مى‏برند که از دست‏بدهند. چه بسیار اختلافها و قهرها و نزاعهاى خانوادگى که پس ازدرگذشت «بزرگ خاندان‏» چهره نشان مى‏دهد و چه بسیار رابطه‏ها ورفت و آمدها که قطع مى‏شود، یا به سردى مى‏گراید، و علت آن فقط ازدنیا رفتن محورى است که مایه دلگرمى، امید، انس و معاشرت فامیل‏است.

 

رسول خدا(ص) فرمود: «البرکه مع اکابرکم‏»;  .

برکت و خیر ماندگار، همراه بزرگترهاى شماست.

 

در سخن دیگر فرمود: «الشیخ فى اهله کالنبى فى امته‏»;  .

پیرمرد در میان خانواده‏اش، همچون یک «پیامبر» در میان امتش‏است.

 

*

این اشاره به همان نقش محورى، فروغ‏بخشى، صفاآورى، هدایت‏و ارشاد، تجمع و الفت است که در وجود آنان نهفته است. پس اگربزرگترها در فامیل و خانواده، چراغ روشنى‏بخش و محور وحدت وهمدلى و عامل انس و ارتباط و رفت و آمدهاى خانوادگى‏اند، باید این‏جایگاه، محفوظ بماند و مورد حراست و تقویت قرار گیرد.

 

ب – حرمت ‏بزرگترها

رعایت ادب و مقتضاى حق‏شناسى نسبت‏به عمرى تلاش‏صادقانه و ایثارها، گذشتها، دلسوزیها و سوختن و ساختنها که بزرگان‏از خود نشان داده‏اند، آن است که در خانواده‏ها مورد تکریم قرار گیرند،عزیز و محترم باشند، به آنان بى‏ مهرى نشود، خاطرشان آزرده نگردد،به توصیه‏ها و راهنماییهایى که از سر سوز و تجربه مى‏دهند، بى‏ اعتنایى‏ نشود.

*

خود «بزرگسالى‏» و «سن بالا» در فرهنگ دینى ما احترام دارد. این‏سخن پیامبر خدا(ص) است: «من عرف فضل کبیر لسنه فوقره، آمنه الله تعالى‏من فزع یوم القیامه‏»;  .

هر کس فضیلت و مقام یک «بزرگ‏» را به خاطر سن و سالش‏بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس ونگرانى روز قیامت ایمن مى‏دارد.

احترام به بزرگترها و ترحم و مهربانى نسبت‏به کوچکترها، ازدستورالعملهاى اخلاقى اسلام است و کانون خانواده‏ها را گرم و مصفامى‏سازد و این، توصیه امام صادق(ع) است که فرمود:

«لیس منا من لم یوقر کبیرنا و لم یرحم صغیرنا»;  .

کسى که بزرگ ما را احترام نکند و کوچک ما را مورد شفقت وعطوفت قرار ندهد، از ما نیست.

 

این سخن را نیز از على(ع) به یاد داشته باشیم که فرمود:

«یکرم العالم لعلمه و الکبیر لسنه‏»;  .

دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، بایداحترام کرد.

 

*

اگر جوانان قدر پیران را نشناسند و به جایگاه آنان حرمت ننهند،هم رشته‏هاى عاطفى پیوندهاى انسانى از هم گسسته مى‏شود، هم ازرافت و عاطفه و تجربه سالخوردگان محروم مى‏شوند، هم نشانه‏بى‏توجهى خود به ارزشها را امضا کرده‏اند. حضرت على(ع) در یکى ازسخنان خویش، ضمن انتقاد از اوضاع زمانه و ناهنجاریهاى رفتارى‏مردم، از جمله بر این دو مساله تاکید مى‏فرماید: ۱- بى‏احترامى‏کوچکترها نسبت‏به بزرگترها ۲- رسیدگى نکردن توانگران به‏نیازمندان:

«انکم فى زمان … لا یعظم صغیرهم کبیرهم و لا یعول غنیهم فقیرهم‏»;  .

شما در زمانه‏اى به سر مى‏برید که کوچک به بزرگ تعظیم و تکریم‏نمى‏کند و ثروتمند، به فقیر رسیدگى نمى‏کند!

 

نسبت‏به والدین

سالمندان به طور عموم، از احترام برخوردارند. اگر پدر و مادرباشند که این وظیفه، سنگین‏تر و مسؤولیت مضاعف است. قرآن کریم‏از تندى و پرخاش نسبت‏به پدر و مادر پیر نهى مى‏کند و به سخن نیک‏و لحن شایسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رافت در برابر آنان وخیرخواهى و دعا در حق آنان دعوت مى‏کند.

 

فرمان خداوند، چنین است:

«اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل‏لهما قولا کریما، واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانى‏صغیرا»;  .

هر گاه یکى از آن دو (پدر و مادر) یا هر دو نزد تو به سن پیرى وسالمندى رسیدند، به آنان اف مگو، آنان را طرد مکن و به آنان سخن‏کریمانه بگو و بال فروتنى را از روى رحمت و شفقت‏براى آنان‏بگستر، و بگو: پروردگارا! همان گونه که مرا در خردسالى‏ام تربیت‏کردند، تو نیز بر آنان رحمت آور.

ادب و احترام نسبت‏به پدر و مادر بزرگسال، آن است که: آنان را به‏اسم، صدا نکنى، به احترامشان برخیزى، از آنان جلوتر راه نروى، باآنان بلند و پرخاشگرانه سخن نگویى، نیازهایشان را برآورى،خدمتگزارى به آنان را وظیفه‏اى بزرگ بدانى و از آنان در سن کهولت وپیرى مراقبت کنى.

 

در حدیث است که امام باقر(ع) فرموده است:

پدرم به مردى‏نگریست که همراه پسرش راه مى‏رفتند و پسر به بازوى پدرش تکیه‏داده بود. پدرم تا زنده بود، با آن جوان (به خاطر این بى‏حرمتى نسبت‏به‏پدرش) صحبت نکرد. .

به همان اندازه که آزردن آنان و «عاق‏» شدن، حرام و نکوهیده است‏و از آن نهى شده است، دل به دست آوردن و جلب رضایت و نیکى به‏آنان سفارش شده است و این خدمتگزارى، سبب بهشتى شدن فرزندان‏به شمار آمده است.

«ابراهیم بن‏شعیب‏» گوید:

به امام صادق(ع) عرض کردم: پدرم بسیارپیر و سالخورده و ناتوان شده است. هر گاه حاجتى داشته باشد او رابرمى‏داریم و بر دوش مى‏کشیم. حضرت فرمود: «ان استطعت ان تلى ذلک‏منه فافعل و لقمه بیدک، فانه جنه لک غدا»;  اگر بتوانى عهده‏دار کارهاى اوشوى چنین کن، حتى با دستانت لقمه در دهان او بگذار، که این فرداى‏قیامت، براى تو بهشت (یا سپر از آتش: جنه) خواهد بود.

 

 انتقال فرهنگ

از عمده‏ترین راههاى انتقال یک فرهنگ به نسلهاى آینده، رفتارپدر و مادر و مربیان است. کودکان، آنچه را در رفتار بزرگترها ببینند، ازآن الگو مى‏گیرند. احترام به بزرگترها و رعایت ادب و تکریم نسبت‏به‏سالخوردگان، اگر در عمل و رفتار ما تجلى یابد، فرزندان ما نیز، این‏فرهنگ را مى‏آموزند و با همین آداب و سنن بار مى‏آیند. کسى که انتظارادب و معرفت و حق‏شناسى از فرزندانش دارد، باید همین حالت رانسبت‏به پدر و مادر و بزرگترها نشان دهد، تا کوچکترها هم از اوبیاموزند.

این یک سنت تاریخى و تاثیر و تاثر از اعمال و رفتار است. هرکس چیزى را درو مى‏کند که کشته است. اگر در حدیث است که «لامیراث کالادب‏»; هیچ ارثى همانند ادب نیست که از بزرگان به فرزندان‏برسد، در این مورد هم مصداق مى‏یابد.

 

امام على(ع) فرمود:

«وقروا کبارکم، یوقرکم صغارکم‏»;  .

به بزرگانتان احترام کنید، تا کوچکترها هم به شما احترام کنند.

 

امام صادق(ع) نیز فرموده است:

«بروا آباءکم، یبرکم ابناؤکم‏»;  .

به پدرانتان نیکى کنید، تا فرزندانتان هم به شما نیکى کنند.

 

*

این دقیقا برداشت محصول، از زراعتى است که انسان با رفتارش‏در زمین دل و لوح جان کودکان انجام مى‏دهد.

 

*

دهقان سالخورده چه خوش گفت‏با پسر.

کاى نور چشم من، بجز از کشته، ندروى!

 

*

مهمترین درس تربیتى، آن است که با عمل داده شود. کودکان نیزمستعدترین شاگردانى‏اند که «درسهاى عملى‏» را با دقت، از رفتار مامى‏آموزند. اگر ما به سالمندانمان احترام نگذاریم، از خردسالان ونوجوانان چه انتظارى داشته باشیم که با سالخوردگان و خود ما بااحترام و تعظیم و تکریم، برخورد کنند؟ این ارتباط متقابل درتاثیرگذاریهاى رفتارى را نمى‏توان نادیده گرفت. به قول معروف، اگراحترام امامزاده، توسط متولى رعایت نشود، از دیگران چه انتظارى‏است؟!

جاى سالمندان، پیش از آنکه در «آسایشگاه‏»ها و «سراى سالمندان‏»باشد، کانون گرم و بامحبت‏خانه‏هاست، تا چراغ خانه روشن بماند ومحور تجمع و الفت افراد گردند. و از اندیشه آنان نیز استفاده شود.بالاخره آنان، حاصل یک عمر، تجربه و چشیدن سرد و گرم روزگارندو مى‏توانند «مشاور» خوبى در تصمیم‏گیریهاى زندگى باشند.

 

آنچه در آینه جوان بیند.

پیر در خشت‏خام، آن بیند.

 

این هم بعد دیگرى از برخورد با پیران است.

 

و چه نیکو سروده است ملک‏الشعراى بهار:

 

سحرگه به راهى یکى پیر دیدم.

سوى خاک، خم گشته از ناتوانى.

 

بگفتم: چه گم کرده‏اى اندرین ره؟

بگفتا: جوانى، جوانى، جوانى.

 

لینک دانلود فایلاحترام به بزرگترها pdf

 

در صورتی که مقاله کاملتر بهمراه فهرست و منابع ومآخذ درباره این موضوع نیازمندید سری به فروشگاه ما بزنید و مقاله کامل احترام را مشاهده بفرمایید

دانلود مقاله کامل احترام بهمراه فهرست

 

 

  • شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر تــفـکـر کن فراوان در خلایق اگر خواهی شوی محبوب و لایق نظر کن در نباتات و …
  • گالیله

    گالیله

    گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…
  • رشد و تکامل

    تحقیق رشد و تکامل

    رشد و تکامل رشد و نمو بدنى عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحى که به‌طور مداوم انجام مى‌…
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
  • شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر

    شعر درباره تفکر تــفـکـر کن فراوان در خلایق اگر خواهی شوی محبوب و لایق نظر کن در نباتات و …
  • گالیله

    گالیله

    گالیله گالیلئو گالیله در سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا ۱۹ سالگی تمام مطا…
  • رشد و تکامل

    تحقیق رشد و تکامل

    رشد و تکامل رشد و نمو بدنى عبارت است از تغییرات ارگانیک و تشریحى که به‌طور مداوم انجام مى‌…
بارگذاری در کافه تحقیق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بررسی

شعر درباره تفکر

شعر درباره تفکر تــفـکـر کن فراوان در خلایق اگر خواهی شوی محبوب و لایق نظر کن در نباتات و …