حکمتی از نهج البلاغه

آدمیزاده را چه به فخرفروشی ؟! آغازش نطفه است وپایانش مردار !

 نه می تواند به خودش روزی برساند ونه می تواند از مرگش جلوگیری کند !

نهج البلاغة ، حکمت 454 در ذیقار اردو زده بودیم . منتظر بودیم نیروها جمع شوند تا جنگ مان را با اصحاب جمل شروع کنیم . صبح با علی کار داشتم . وارد خیمه اش شدم . نشته بود وپارگی کفش هایش را می دوخت سلام کردم . جواب داد .گفت : ابن عباس ، این کفش چقدر می ارزد ؟ چه می گفتم ؟ یک جفت نعلین پینه خورده !  گفتم :هیچ  گفت :  همین نعلین برای من ، ارزشمندتر از حکومت کردن بر شماست ؛ مگر اینکه حقی را پرپا کنم یا باطلی را ازبین ببرم.

  

لینک دانلود فایل حکمتی از نهج البلاغه pdf
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری در کافه تحقیق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بررسی

تحقیق فواید و مضرات یک تکنولوژی در محل زندگی

تکنولوژی در کنار فواید خود مضراتی هم دارد در این نوشتار به فواید و مضرات تکنولوژی روشنایی …